صفحه 1 از 3
عزیزمان رفتنمیدانم چه بنویسم از درد و رنجهای مادر، یااندوه فرزندانش؟ از صبوریهای او یا رنجهایش؟ از بیست سال مراجعهاش به زندانها؟ یا از انتظار طولانیاش در صفهای ملاقات؟ از فشارهای اجتماعی حکومتگران بر او بهخاطر فرزندان «خرابکار!» «تروریست»« مارکسیست اسلامی»، و بعد از انقلاب هم «منافق»اش و بعدهاهم ... از سوگ پنهان ولی همیشگی اش بهخاطر کوچکترین پسر یا از عشقش به بزرگترین فرزند یا از زخم زبانهای کوته بینان و درد نا آشناهای دور و نزدیک؟ از بی مروتی روزگار و نامهربانیهای بسیاری که تحمل کرد یا از صبوریاش که دم بر نیاورد و هرگز کینه به دل نگرفت؟ نمیدانم ، نمیدانم بهراستی نمیدانم فقط میدانم که...مادر رفت رفت و آسوده آرمید برای همیشه از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل...
برگزيدن اين صفحه (102) | بيننده: 2457 1 همدردی نوشته شده توسط کورش , روشن 20 مهر 1387,ساعت 23:23:50 جناب شاهسوندی گرامی درگدشت مادر عزیزتان را صمیمانه به شما تسلیت می گویم و خود را در اندوه شما شریک می دانم کورش Jenab-e Saeed Shahsavandi Gerami Dargozasht-e madar-e azizetan ra samimaneh be shoma tasliyat miguyam va khod ra dar anduh-e shoma sharik midanam. Kurosh
2 همدردی نوشته شده توسط احمد پ. , روشن 19 مهر 1387,ساعت 16:51:03 دوست گرامی جناب آقای شاهسوندی عزیز با درود و عرض تسلیت و همدردی به شما و خانواده ی ارجمندتان بابت سفر جاودانه ی مادر شما از این دنیای مادی و تنها گذاشتن همه ی خانواده ی شما و فامیل و آشنایان یک ماهی می شود که کامپیوترم برای دومین بار به سرقت می رود از این جهت در این مدت از حوادث روزگار آنچنان با خبر نبودم می بخشید که دیر همدردی خودم را به اطلاع شما می رسانم برایتان صبر و استقامت و شکیبایی آرزو می کنم با احترام و ادب احمد پ
3 تسلیت نوشته شده توسط حسن عزیزی , روشن 18 مهر 1387,ساعت 17:52:46 سعید جان باسلام در سوک از دست دادن مادر عزیزمان من هم سوگوارم چون که نه تنها مادر ما همه بلکه مادر چند نسل بوده است. روحش شاد باشد.
4 تسلیت نوشته شده توسط جواد فیروزمند , روشن 18 مهر 1387,ساعت 16:14:04 با سلام و آرزوی صبر و شکیبایی درگذشت مادر گرامی تان را تسلیت می گویم امید که غم از دست دادن مادر عزیز ،توانتان را نکاسته و گامهایتان را بیش از پیش استوار بدارد! روحش شاد
5 همدردی نوشته شده توسط اشکان , روشن 16 مهر 1387,ساعت 14:37:45 سعید جان تسلیت مرا بپذیر. آرزوی رحمت برای مرحومه مادر عزیز ، و صبر برای شما و خانواده از خالق مان دارم. شاید بچهها تجربه کرده باشند، آدم وقتی در سازمان بود دل و احساساتی نداشت، یعنی از قبل داشت، اتفاقا خوبش هم داشت، اما به مرور سنگ شده بود. ولی وقتی بیرون میایی، احسا ساتت "بازگشت به اصل خویش" میکنند و آدم از نو آدم میشود. مرا در غم بزرگت شریک بدان. گفتنش سخت است اما این روزها به یاد خاطرات خو بت با وی باش. Ashkan !
6 همدردی نوشته شده توسط علی م. تبریزی , روشن 16 مهر 1387,ساعت 14:47:04 بدینوسیله همدردی یک کرد را در سوگ درگذشت مادر گرامی شما اعلام میدارم. یادش جاوید و روانش شاد باد bedinwasile hamdardi ye khod ra dar suge dargozashte madare gerami ye shoma elam midaram, yadash jawid wa rawanash shad bad,
7 تسلیت نوشته شده توسط مسعود خدابنده , روشن 16 مهر 1387,ساعت 14:48:03 با سلام با تسلیت به شما و خانواده . انشاالله غم آخر باشد ba salam. ba tasliat be shoma va khanevadeh. enshaallah ghame akhar bashad. massoud
8 تسلیت مادر نوشته شده توسط علی اراکی , روشن 15 مهر 1387,ساعت 22:52:23 salam, dargozashte madare gerami va azizetan ra be shoma tasliyat migooyam.sakht ast ama chare chist? tanha chizi ke mitavanam begooyam ien ast ke khoda be shoma sabr va bordbari dar barabare ien mosibat bedehad.eradatmand ali
9 تسلیت نوشته شده توسط امیر , روشن 15 مهر 1387,ساعت 22:49:48 با اندوه فراوان مصیبت وارده را به شما و خانواده گرامی تان وبه همه عزیزانی که در راه سرفرازی ایران خالصانه مبارزه کرده اند صمیمانه تسلیت می گویم. ماهم مرغ عزا شدیم و هم مرغ عروسی و به جز خودمان هیچکس دیگری را یاری نیست . به امید روز های بهتر امیر لندن baa andoohe faravaan mosibate varede raa be shoma vaa khanevade geramitan va be hame azzizani ke dar raahe sarfarazi iran khalesane mobareze kardeand samimane tasliat migooyam. maa hame morghe aza shodim va ham morghe aroosi va bejoz khodeman kasi digary raa yari nist be omid roozhaye behtar AMIR LONDON 3 OCTOBER 2008
10 عرض تسلیت نوشته شده توسط آنکه یافت می نشو , روشن 15 مهر 1387,ساعت 22:45:45 سلام آقای شاهسوندی من یکی از کسانی هستم که شما آنها را چماقدار می خواندید تنها چون مخالفتان بودیم در درگیریهای زیادی با هوادارانتان که بسیاری از آن در گیری هارا شما به وجود می آوردید شرکت داشتم(در لاهیجان)امروز آز آن روزها 30 سال می گذرد و جامعه ایران تغییر ماهوی چندانی نکرد .آن در گیری ها بی فایده بود چون تا فرهنگ عمومی توسعه نیابد هیچ تحولی صورت نمی گیرد ما همه مستبد بودیم ما وشما .برای همین تنفر روابط بین ما را تنظیم می کرد نه عشق امروز می اندیشم که باید جامعه ایران از تنفر به سوی عشق حرکت کند تا رفته رفته فرهنگ با توسعه یافتن زمینه را برای تحول در عرصه های سیاسی اجتماعی اقتصادی فراهم سازد هر کاری می توانید در این مسیر انجام دهید مرا در غم جانکاه مادر خود شریک بدانید این تجربه تلخ را من نیز داشته ام برای شما از خدای بزرگ صبر و برای مادر غ فران الهی آرزو می کنم