محورهای آخرين گفتوگوي انجام شده: (189) جمعه 14/دیماه/87 برابر با 02/ژانویه/2009
1- اظهارات مقامات عراقی و امریکایی در باره سرنوشت پادگان اشرف و ساکنان آن. 2- سابقه تاسیس قرارگاه اشرف و ترکیب افراد آن. 3- سرنوشت محتوم قرارگاه اشرف. 4- دیر یا زود پادگان اشرف منحل خواهد شد، تلاش آقای رجوی تنها به تاخیر انداختن ماجراست. 5- تاکید مجدد نوری مالکی بر ممنوعیت حضور افراد مجاهدین در عراق مطابق قانون اساسی این کشور. 6- دو راه پیشنهادی دولت عراق؛ بازگشت مختارانه به ایران یا رفتن به کشور ثالث. 7- جار و جنجال تو خالی مجاهدین و پیام آقای رجوی دایر بر پیروزی!! در ماجرای انحلال قرارگاه اشرف.
اطلاعیه با امضای ناشناس جمعیت ایرانیان در تبعید پخش شده در محل مسکونی سعید
اخطار اخطار
همسایههای عزیز بدینوسیله به همهی همسایهها و اهالی منطقه اطلاع میدهیم که تا به حال صدهزار زندانی سیاسی در ایران اعدام شده و 150هزار نفر دیگر نیز در زندانهای قرون وسطایی در اسارت به سر میبرند.
ریشهیابی پیدایش و تحولات بعدی سازمان مجاهدین خلق(4)
حلقه مفقوده در زنجیره تکاملی مجاهدین تلاش برای سزارین اجتماعی توسط چریک و مجاهد
گفتوگوی لطفالله ميثمي با سعيد شاهسوندي شماره 51 دوماهنامه سیاسی - راهبردی چشمانداز ایران
در دو گفتوگوی پیشین، شرایط بینالمللی، منطقهای و داخلی ایران در زمان تأسیس سازمان مجاهدین خلق و مراحل اولیه پیدایش آن را شرح دادید، اکنون ممكن است به ادامه ماجرا بپردازیم.
«مرحله اول» تأسیس سازمان در محدوده زمانی سالهای 44 تا 46 است که در گفتوگوهای پیشین به آن پرداختیم. در پايیز سال 46 و در پی تدوین شمار قابلتوجهی مطالب، نظرخواهی عمومی در سازمان صورت گرفت. جمعبندی و نتایج آن نظرخواهی که در واقع آغاز «مرحله دوم» در حیات سازمان بود بهصورت زیر خلاصه میشود: الف ـ تشکیل گروه ایدئولوژی، به منظور تدوین متون اعتقادی برای آموزش کادرها. ب ـ تشکیل گروه روستايی، بهمنظور شناسايی روستاهای ایران، مشخصکردن بافت اقتصادی ـ اجتماعی روستاها و زمینههای سیاسی ـ مبارزاتی آنجا. پ ـ کوتاه و مختصرکردن برنامههای آموزشی بهمنظور تسریع در عضوگیری و گسترش تشکیلاتی. ت ـ تشکیل خانههای جمعی به منظور برخورد فعالتر و نزدیکتر میان اعضا و مسئولان و نیز ایجاد روحیه و انضباط تشکیلاتی...
حقیقت همچون نیکی مبلغ خود می باشد حقیقت شما را آزاد خواهد کرد . اومبرتو اِکو " نام گل سرخ "
این بیانیه توسط من تهیه و به خط همسرم منصوره بیات که او نیز زمانی در سازمان مجاهدین سمت "معاونت مرکزیت" داشت، منتشر شد، ما با امکانات محدودی که داشتیم آن را کپی نموده به آدرس های گوناگون شخصیت ها، احزاب و مطبوعات فرستادیم . در این بیانیه که آگاهانه و دردمندانه، صرفاً با "به نام حقیقت" آغاز شده بود من ضمن رد کلیه اتهامات مسعود رجوی،او و یا نمایندگانی از جانب او را به یک مناظره و رویارویی علنی دعوت کردم. یادآوری این نکته ضروری است که پاورقی ها جهت روشن شدن ابهامات و یا اطلاعات تکمیلی است که هنگام چاپ اضافه شده است.
بیانیه سعید شاهسوندی در رد اتهامات و اکاذیب منتشره علیه وی دعوت از مسعود رجوی برای شرکت در دادگاه علنی و محاکمه علنی
نامه به آيتالله منتظري و پاسخ ايشان، پيرامون كشتار زندانيان سياسي در سال 67
حضور محترم آیتالله منتظری با سلام و آرزوی سلامتی برای شما
این جانب، در زمانی که در زندان جمهوری اسلامی بودم و در بحبوبه اعدام زندانیان سیاسی شنیدم که بهدنبال انعکاس نامطلوب اعدامها و اعتراض شماری و از جمله شخص جنابعالی، آیتالله خمینی آقای خامنهای را مامور رسیدگی به این امر نمودهاست. همچنین شنیدم که ایشان بلافاصله بعد از تصدی این موضع، موج اعدامها را متوقف کردهاند. اعدامهایی که تا آن موقع شمار آن از چند هزار گذشته بود. هم چنین شنیدهام که ایشان تا مدتها نسبت به شما و نظرات شما و بهخصوص در زمینه قطع اعدامها و عدم خشونت نسبت به زندانیانی که دوران محکومیتشان را میگذراندهاند، نظر موافق داشتهاند. براساس چنان شنیدههایی من در مصاحبههای هفتگی که در اینجا(آلمان- هامبورگ) انجام میدهم در بررسی قضایای اعدام زندانیان سیاسی به خاطرات جنابعالی هم اشاراتی داشتهام که در سایت شخصی این جانب www.shahsawandi.com منعکس است. بعد از این مقدمه سوال مشخص این است:
با سلام ( به معنای واقعی کلمه) نه بنا به قانون مطبوعات که میدانم قانونی در کار نیست. نه بنا به شرافت اخلاق سیاسی که میدانم این روزها اگر نه نایاب، بسی کمیاب است. نه بنا به "حقِ" دفاع از خود در مقابل اتهامات ِارزان که میدانم "حق" در دستگاههای مختلف صدها بلكه هزاران تعریف دارد. نه بنا به حق "من" بهعنوان انسان و بهعنوان بشر. که این ماجرا نیز سر دراز دارد. نه بنا به حقوق شهروندی که شهر و دیاری برایمان نماندهاست. بنا به "مسئولیت شما" در برابر خودتان و نه هیچ کس دیگر، این نوشته را که در توضیح نوشتهی "همنشین بهار" است برایتان میفرستم. اگر خواستید و دستگاه اندیشهتان اجازه داد آنرا منتشر کنید. در هر دو حالتِ انتشار یا عدم انتشار از شما متشکرم. تعجب نکنید، اشتباه چاپی نیست، در صورت عدم انتشار نیز از شما متشکرم. آخر نوشته مزبور، باعث شد تا بعد از این با دقت بیشتر سخن بگویم و نیز بدانم که در خصوص ورود به مقولاتی که در زمره سرمایه و ملک شخصی و شش دانگ بعضی افراد است یا خفقان گرفته و با احتیاط قدم بردارم (که البته این کار را نمیکنم) و یا این که پوستم را آماده کنم. با احترام سعید شاهسوندی
خلاصهي موضوعات اين قسمت: 1- پرواز به عراق محصول یک شکست و سرآغاز شکستی دیگر 2- "تاریخسازی" رجوی و وظایف ما 3- دامن زدن به امیدهای واهی دربیرون و درون سازمان و اهداف آن 4- نقش و درجهي تاثیرگذاری ارتش عراق در عملیات سازمان 5- مساله مردم و جذب آنها 6- بساط خلیفهگری در بیابانهای بغداد 7- محاسبهای آماری دربارهي انزوای مفرط سیاسی در داخل و حتی در خارج کشور 8- اشرافیت انقلابی! در بیابانهای بغداد 9- ماجرای چند ده هزار فرانک هزینهي قاب عکسهای رجوی و چند صد هزار فرانک وسایل پذیرایی 10- هدیهي کتاب "مکتب دیکتاتورها" توسط سعید به رجوی و هشدار به او
اندر باب سایت موسوم به «نگاه نو» و رییس قُلچُماق آن
ماجرا از «کلمه» آغازشد. مشکل من با رجوی و سازمان تحت امرش را میگویم. زمانی که در ستاد تبلیغات مجاهدین (مرکب از رادیو، تلویزیون و نشریهي مجاهد) قلم میزدم. آنجا بود که آلوده شدن «کلمه» و ارزشهای نهفته در پی آنکه خود و نسلی عاشق، در راه آن َسر و جان میدادیم را «گامبهگام» شاهد بودم. دویدیم و دویدیم. تلاش کردیم و جان بر سر دست گرفته، هست و نیست و هر آنچه از عشق و علاقه و ایمان و اعتماد داشتیم نثار کردیم. با «کینه» «سر کوچه کمین» کردیم و کردم، بر این گمان که بر بلندای قلل رفیع، و بر اجساد دشمنانمان؛ آزادی، عدالتاجتماعی و حرمت انسانی را شاهد باشیم. خواندیم و گفتیم و گفتم که «بدون کینهي انقلابی نسبت به دشمن خلق» نمیتوان از «عشق به خلق» دم زد. اما، تا چشم باز کردیم، دیدیم سر کوه و سرتپه که سهل است، سر به عمقی داریم که مپرس.
دوستان و کاربران محترم سایت در سالگرد سی خرداد 60 که سرمنشاء بسیاری تحولات و دگرگونیها در جامعه ایران شد و انقلاب نو پا و جامعهي رها شده از بند استبداد را درگیر نبردی خانگی، دور باطلی از خشونت و خشونت متقابل کرد و بسیاری از دستاوردها را بر باد داد، شخصي که هیچگاه در درون مناسبات مجاهدین نبوده و در نتیجه از تحلیلهای درون سازمانی در آن ایام مطلقا بیخبر است، با ادعای دهان پرکن «دفاع از حقیقت» و شاید هم به دلایل شخصی دیگر، مطالبی نوشته و طبق معمول سنواتی، به بنده نیز به عنوان مرغ عروسی و عزا اشاراتي کرده است.سابقهي چنین حملاتی که به نیابت از جانب آقای رجوی صورت می گیرد برای من روشن است. نظرات اینجانب دربارهي سی خرداد 60، طی سه گفتوگو با مهندس لطفالله میثمی و نشریهي چشمانداز ايران در شمارههای 36، 37 و 39 به چاپ رسيده و در بخش گفتوگو درج شدهاست، علاقمندان میتوانند براي آگاهي بيشتر به آنها مراجعه نمایند. این جانب از هرگونه نقد و نظری جدی و نه پلمیک و فحاشی، نسبت به محتوای مطالب عمیقا استقبال میکنم. سعید شاهسوندی، ژوئن-20-2008، 31 خرداد /1387
چهرهها و گفتهها، متن مصاحبهي شمارهي 146 تاریخ گفتوگو:جمعه 28/دي/86 برابر با 2008/ژانويه/18 محورهای این گفتوگو:
1- افسران اطلاعات-عملیات عراقی ونقش آنان 2- نقش توپخانه ارتش عراق در عملیات آفتاب و چلچراغ 3- شلیک 400 به مثابه"اقتدار"ارتش آزادی بخش از زبان مهدی افتخاری 4- یک محاسبه ساده! نظامی وسوالات ساده تر!! مربوط به آن
ریشهیابی پیدایش و تحولات بعدی سازمان مجاهدین خلق(2)
«باري سنگينتر از توان شانهها، بخش اول»
گفتوگوی لطفالله ميثمي با سعيد شاهسوندي
[جزييات مطالب مربوط به زندگي حنيفنژاد و سعيد محسن در نشريهي چشمانداز ايران به دليل محدويت فضا حذف شده ولي در سايت براي افرادي كه از اين موضوع اطلاع كمتري دارند، درج شدهاست بخش چاپ شده در نشريهي چشمانداز ايران، تحت عنوان بخش دوم گفتوگو در سايت آمدهاست:]
نيم رخ؛ بخش چهارم، سعيد شاهسوندی: ديگر کشتن بس است! چهارشنبه 10 مارس 2004
نیم رخ، گفتوگو با چهرههايی است که انقلاب کردند و یا کسانی که از انقلاب صدمه دیدند از چریک تا مبارز مذهبی و از سلطنتطلب تا نویسنده. در این گفتوگوها، مصاحبه شوندگان از تجربههای قبل و دوران انقلاب خود و ازآنچه بعد از انقلاب سرنوشت آنها را ساخته است بیپرده با مسعود بهنود سخن میگویند. گفتوگوها، با این سوال آغاز میشود که، روز 22 بهمن کجا بودید؟ تهیه کننده و مجری : مسعود بهنود گفتوگوها، به ترتیب با افراد زیر صورت گرفته است: 1- طهماسب وزیری 2- رضا براهنی 3- حسین درخشان 4- سعید شاهسوندی 5- داریوش همایون 6- مهدی خانبابا تهرانی 7- عمادالدین باقی 8- آذر ابتهاج 9- دکتر فریبرز بقائی 10- ماشاءالله شمسالواعظین 11- ابراهیم نبوی 12- فرخ نگهدار 13- محسن سازگارا
ریشهیابی پیدایش و تحولات بعدی سازمان مجاهدين خلق(1)
فرزندان شکست
گفتوگوي چشمانداز ايران با سعيد شاهسوندي بخش نخست از لطفالله ميثمي
در گفتوگوهايي كه پيرامون 30 خرداد 60 در نشريه چشمانداز ايران صورت گرفته، بسياري معتقدند با خواندن آنها پي بردهاند كه بيشتر جريانهاي چالشبرانگيز، مربوط به زندان و واكنشهايي بوده كه به ضربه 54 برميگردد. بيشتر تضادها در آنجا پيدا شد و بهتر است ريشهيابي خوبي از ضربه 54 صورت بگيرد. از اينرو چون شما از سال 1347 به عضويت سازمان مجاهدين درآمديد و با صمديه، انتظار مهدي و مجيد بوديد، در زندان هم مدتي با صمديه همبند بوده و با مسائل و واكنشهاي پس از زندان آشنايي داريد و پس از آزادي از زندان در متن جريانها بوده و در نشريه مجاهد فعاليت داشتيد و همچنين در عمليات فروغ جاويدان (معروف به مرصاد) و در زندان جمهوري اسلامي هم بوديد، همه زوايا را ديدهايد، از اين رو انتظار يك ريشهيابي مبتني بر رويدادهاي واقعي از اين واقعه از شما داريم.
علی عزیز، چند روز پیش در پاسخ به نوشتهي من این مطلب را ارسال کرد.
نوشته او را عینا میآورم. البته نکاتی در نوشتهاش هست که لازم است به آن پرداخته شود. ولی چون ممکن است کمی طول بکشد. ابتدا نوشتهي او را می آورم... فقط یک نکته را اشاره کنم، و آن اینکه به نظر من راه درست همین باز نمودن باب گفتوشنود است.
علی عزیز با سلام و آرزوی سلامتی، شادکامی و بهروزی برای تو قبل از هرچیز از این که نظرت را در مورد من، برایم نوشتهای متشکرم. درست این است که با کس یا کسانی که خوشمان نمیآید و حتی بدمان میآید نیز باب گفت و شنود مستقیم و رو در رو را باز کنیم.